|
|
|
|
|
سلام، سلامي به به گرمي محيا گازبه کيفيت سينجرگاز،و نوآوري نيک کالا با 50 سال ضمانت زيرا اين نام نيک است که مي ماند. اميدوارم هر روز بهتر از ديروز باشبد و سلام گرم مرا پذيرا باشيد و ان را با چسب دوقلوي جلاسنج بر دل خود بچسبانيد. امشب در کنار بخاري آترا نشستم و با خوکار بيک اين نامه را براي شما مي نويسم در حالي که خودکارم پس مي دهد چون اين بيک است که مثل بيک مي نويسد. و هنگامي که از من جدا شدي نگاه سردت را از من مي گذراندي،ضد يخ بهران بود که جسم يخ زده من را از يخ نجات داد. و اين بيمه ايران بود که من و تو را از آتش مرگ نجات داد،که نياز امروز پشتوانه فرداست. اي کاش اينجا بودي و دما بدنم را که همچون آبسال بود مي ديدي، بايد اعتراف کنم که نگاه دلنشينت اثر عميقي بر نوار کاست طاها که اولين نوار کاست استاندارد شده ايران است به جا گذاشت. بايد بگم که ديگر لازم نيست نگران خرج و مخارج عروسي و زندگي آينده باشي زيرا چند روز پيش که رفته بودم برايت سکه بگيرم پرسيدم:سکه دارين؟ گفت:نه نداريم گفتم:نيمشو چطور؟ گفت:نه نداريم گفتم:ربعشو چطور؟ که ناگهان يکي از پشت ديوار پريد بيرون گفت: بله که داريم رب گوجه تبرکه جايزه هاش نمونه سکه و ماشين و خونه واسه جشن عروسي ديگه چي باقي مي مونه!؟ منم با خريد يک قوطي رب گوجه زندگيمان را تا آخر عمر تامين کردم بيا تا سفر عشقمان را با پيکان جديد ايران که افتخار ملي کشور است آغاز کنيم و با روغن ترمز سپند آسوده برانيم و در کنار سواحل از کرم ضد آفتاب ببک استفاده کنيم هر چه سريعتر برگرديم تا پيچهاي ساخت زندگيمان رابا ابزار مهدي محکم کنيم. و اگر لحظه هايمان به تلخي گذشت آن ها را با شکلات هاي شوکو پارس شيرين کنيم. بيا تا کليد عشقمان را با ساختمان هاي پيش ساخته بانک مسکن قرض کنيم تا وقتي رسيد خسارت بيمه کند حمايت. سقفش را ايزوگام کنيم.بيا تا خانه عشقمان را با رنگ متين و اتاق هايش را با فرش ستاره کوير يزد زيبا کنيم.بيا تا از سال هاي جدايي گرد و غبار کثيف را با شامپو گلرنگ بشوييم . زيرا اين پاکسان است که به سلامتي خانواده مي انديشد.بيا تا دندان هايمان با خمير دندان داروگرکه حاوي فلورايد است بشوييم. بيا تا گام به گام با کفش گام به بانک صادرات برويم و با افزايش موجودي شانس خود را امتحان کنيم و اگر در اين امتحان قبول نشويم با سوالات طبقه بندي شده منشور دانش روحيه خود را تقويت کنيم و اگر در اين امتحان قبول شديم سوار برلاستيک هاي يزد تاير به شهربازي رفته و در آنجا چي توز طلايي بخوريم و هر چه مي خواهي بخر فقط دنا نخر! لباسهايمان را با فاف کاچيران بشوييم بيا تا شب ها زير نور کرم هاي شب تاب ماکاروني رشد بخوريم و ظزف ها را با مايه ظرف شويي گلي تميز کن تا خسته نشوي.و روزها به کوه رفته و دلستر بنوشيم.اگر سوسکي ديديم آن ره با حشره کش تارومار بکشيم و در پايان برايت هديه مي فرستم و آن چيزي جز ترازوي آشپزخانه هديه نيست و برايت آرزو مي کنم که پاک يادت نره |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت توسط انجمن حسابداری
|
|
||