|
|
|
|
|
روزی که برای اولین در کلاس حاضر شدم شور و هیجان زیادی داشتم. شده بودم دانشجوی رشته
حسابداری دانشگاه قم و از جو گذشته فاصله گرفته بودم. حس میکردم که بعد از این ۴ سال و گرفتن مدرک چه کارهایی که نمیکنم..............با علاقه سر کلاس ها حاضر میشدم و به فضای دانشگاه انقدر وابسته بودم که کمتر حوصله میکردم خونه برم.کارمون شده بود انجمن و درس و همایش و سر به سر استادا گذاشتن.یه روز دنبال کتاب برای کتابخونه روز دیگه دنبال نمایشگاه یه روز دنبال نصب همکاران سیستم و روز دیگه.............. یاد اون غذاهای بیمزه سلف که همیشه خدا ۵ دقیقه بیشتر وقت برای خوردنشون نداشتیم بخیر یاد اساتید با لیاقت و یا حتی بی لیاقتی که سوژه لحظه های بیکاری مون بودن بخیر یاد بورس تهران که به همراه آقای گورابی رفتیم . انقدربا بچه ها سر و صدا کردیم که شانس آوردیم بیرونمون نکردن. کوه نوردی های انجمن ورزشی که بیشتر به تپه نوردی شبیه بود و شکر خدا بچه ها همونم نمیتونستن بالا بیان................ و خیلی چیزای دیگه از این جنس که بوی خوش اونا لحظه هامونو معطر میکنه. فکر نمیکنم هیچ دوره ای از دوران تحصیلی برای هممون مثل دوره کارشناسی بشه. هنوز به دنبال ردپایی از اون زمان میگردم............ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت توسط انجمن حسابداری
|
|
||